سی ام اردیبهشت 1386
آیا می توان دانائی و دانش مردم را مدیریت کرد؟
از ابتدای تاریخ٬ یکی از دغدغه های بشر انتقال آموخته ها به یکدیگر بوده است. با اینحال٬ در عصر جدید به علت دیجیتالیزه شدن اطلاعات و توسعه بانکهای اطلاعاتی و سیستم های اطلاع رسانی دسترسی به اطلاعات به طور شگفت انگیزی سهل و ساده شده است. اما هنوز تجارب و مهارتهای عملی زیادی هستند که نمی توان آنها را به صورت مکتوب درآورد. مثلا در مورد مهارت شناکردن کتابهای بسیار زیادی نوشته شده اند٬ اما هیچیک از اینها جای یک مربی خوب را نمی گیرد و اصولا امکان ندارد که یک شناگر با تجربه همه زوایای فکری خود را به شکل مکتوب درآورد. حتی در مواردی نیز که کسب اطلاعات از طریق تکیه بر منابع اطلاعاتی بطور خودآموز امکانپذیر است٬ وجود یک مربی با تجربه می تواند مدت زمان یادگیری را به میزان زیادی کاهش دهد. در حال حاضر نیز بسیاری از سازمانهای تجاری و غیر تجاری به دنبال این هستند که مدیریت دانش (Knowledge Management) و نه صرفاً مدیریت اطلاعات را در سازمانهای خود پیاده کنند. سئوالهای نیز که در این رابطه مطرح هستند بسیار جالب و در عین حال ابتدائی می باشند. مثلا اینکه در سازمان مربوطه چه افرادی دارای چه دانائی هایی هستند؟ چه افرادی به این دانائی ها سخت نیازمندند؟ و چگونه می توان دانائی ها را سریعا به افرادی که به آن نیازمند هستند منتقل کرد؟ البته این بحث بسیار مفصلی است که اگه علاقه مند به کسب اطلاعات بیشتر در این رابطه هستید. این مقاله حاوی اطلاعات خوب و مفیدی می باشد.
بیست و هشتم اردیبهشت 1386
باورهای عمومی و تفاوت آنها با یافته های علمی
ممکن است با خواندن این ماجرا کلی تعجب کنید٬ تاسف بخورید و یا احیانا بخندید. اما باید همگی توجه کنیم که هنوز نیز بسیاری از چیزهایی که هر روزه می گوئیم و می شنویم در اصل جزء باورهای عمومی هستند که ممکن است اشتباه باشند. برای اصلاح این مشکل نیز بشر روشهای علمی مختلفی را طراحی کرده است که می توان از طریق آنها تا حدود زیادی پی به واقعیتها برد و باورهای عمومی غلط را رد کرد. فراموش نکیم که در خود ایران ابتدا باور عمومی بر غلط بودن تنظیم خانواده بود و منجر به سیاستگذازیهای اشتباهی شد که خوشبختانه پس از مدت کوتاهی اصلاح گردید. اما هنوز باورهای غلط زیادی وجود دارند که ممکن است حتی ما بر درست بودن آنها قسم هم بخوریم و سر آنها جانمان را هم بدهیم در حالیکه بهتر است بدون نعصب و با روشهای علمی آنها را مطالعه کنیم.
بیست و چهارم اردیبهشت 1386
حکمت تقارن
بیست و یکم اردیبهشت 1386
تقارن ظاهری
هفدهم اردیبهشت 1386
دین و رابطه آن با تعصبات و ارزشهای غلط
پانزدهم اردیبهشت 1386
"بهترين بزرگواري آن است که هرگز از بالا به کسي نگاه نکني مگر آن که بخواهي او را از زمين بلند کني"
با تشکر از دوست خوبم نوید گودرزی برای ارسال این عبارت زیبا
چهاردهم اردیبهشت 1386
آقا تو رو خدا به دادم برسید ....
دوازدهم اردیبهشت 1386
باز هم مسئله ارزشها (وفاداری در روابط)
یازدهم اردیبهشت 1386
قتلهای ناموسی

دیروز اتفاقی خبر قتل ناموسی دختری ۱۷ ساله به نام دعا را در کردستان عراق شنیدم. البته تفاوت این خبر با اخبار مشابه این بود که کل ماجرای ضرب و شتم شدید و در نهایت پرتاب بلوکهای سیمانی و قتل دختر بینوا توسط موبایل فیلم برداری شده بود. من فقط توانستم کمتر از یک دقیقه اول فیلم را ببیند که اصلا تماشای آنرا به شما هم توصیه نمی کنم٬ چون روحیه ام را به شدت خراب کرد. اما از طرف دیگر سئوالهای زیادی را این مسئله برای من مطرح نمود. اینکه افراد زیادی در آنجا بودند و هیچ کس هیچ کاری نکرد. نفرت انگیز تر از همه تلاش آن جمعیت برای فیلم برداری از صحنه ای چنان فجیع بود. حداقل سه یا چهار نفر با هم سر گرفتن فیلم رقابت می کردند. البته این نه اولین و نه آخرین مورد قتلهای ناموسی خواهد بود٬ ولی من برای اولین بار بود که آنرا به چشم خود می دیدم و شدیدا بعنوان یک انسان از وجود این مسئله در میان آدمیان شرمسار شدم. ماجرا چه بوده است واقعا زیاد مهم نیست هر چند که گفته می شود خانواده دختر از طائفه ایزدیان (دیانتی مرکب از آموزه های زرتشت و اسلام) بوده اند و وی به پسر مسلمانی علاقه مند شده و با او دیدار داشته است. مسئله اینست که آیا انسانها حتی درصورت ارتکاب شدیدترین جرائم باید توسط دیگران اینگونه مجازات شوند؟ من معتقدم همه آحاد جامعه باید از این مسئله و مسائل مشابه شرمسار باشند٬ چه مردانی که در این ماجراها نقش مستقیم دارند و چه زنان و مردانی که خالق این ضد ارزشها و تعصبات هستند. برادر و پدری که خود را مالک خواهر و یا دختر خود می داند این باور را از کجا گرفته است. آیا اگر ما نیز برحسب تصادف شاهد ماجرایی اینچنین باشیم٬ ناجوانمردانه می ایستیم و فقط نگاه می کنیم. یا شاید بدتر ممکن است از روی سهو و یا حتی از روی تعمد برای این مسائل فلسفه بچینیم و افراد بیشتری را به این قبیل جنایات تشویق کنیم. در میان این آدمها زنان زیادی نیز هستند که با تقویت تعصبات غلط برشاخه نشسته اند و بن می برند.
به امید ریشه کنی تمام ضد ارزشهایی که انسانها را واداشته تا لکه های ننگ واقعی و اساسی را برتابند٬ ولی عشق و علاقه را جرم پنداشته و مرتکبینش را با کمال افتخار سلاخی کنند.
دهم اردیبهشت 1386
رنگین کمان آتشین
با تشکر از دکتر شفیعیان جهت ارسال تصویر
نهم اردیبهشت 1386
سن، ظاهر، اعتقادات
اوایلی بود که از ایران اومده بودم بیرون یک روز با یکی از استادهای دانشگاه صحبت می کردیم که می گفت الان در آمریکا نسل جوان بیشتر از پدرها و مادرهایشان مذهبی هستند. این اظهار نظر خیلی برای من عجیب بود مخصوصا اینکه با یک نگاه سرسری به ظاهر افراد جوانتر مشکل بود برای من که این مسئله را باور کنم. مدتی گذشت و تعجب من هنگامی بیشتر شد که یکی از همین جوانهائی که من فکر نمی کردم مذهبی باشه با حرارت از باورهای مذهبی خودش صحبت می کرد و حرفهائی را میزد که من مشابه اینها را قبلا از آدمهای با ظاهر "اسلامی" شنیده بودم. حتی بعدها جوانهایی را دیدم که آنچنان با احساست دعا و مناجات می خواندند که آدم واقعا تحت تاثیر قرار می گرفت. تازه این پایان ماجرا نیست چراکه تاکنون با آدمهای زیادی با ظاهر و رفتار شبیه افراد مذهبی نیز آشناشده ام که بعد متوجه شدم آن قضاوت هم اشتباه بوده است. خلاصه اینکه علیرغم تمام سردرگمی ها درسی که من از این مشاهدات گرفتم این بود که نمی شود بر اساس ظاهر افراد روی اعتقادات آنها قضاوت نمود. دوم اردیبهشت 1386
راهکارهای توسعه اجتماعی

ادامه مطلب
یکم اردیبهشت 1386
آمیش ها
آمیش ها گروهی از مسیحیان اروپائی تبار هستند که از فن آوریهای جدید از جمله نیروی برق استفاده نمی کنند.

آنها معتقدند که هیچ سیمی نباید خانه ها را به هم وصل کند.

جمعیت آنها بالغ بر ۲۰۰۰۰ نفر برآورد شده و در ایالتهای شمال شرق و غرب آمریکا زندگی می کنند. آنها سوار اتوموبیل نمی شوند و هنوز با گاری در خیابانها رفت و آمد می کنند.

لباس آنها به سبک لباسهای قرون گذشته بوده و افراد مجرد و متاهل از رنگها و طرحهای مخصوصی استفاده می کنند.
این افراد خودشان مدارس خود را اداره می کنند و افراد این جامعه بیش از هشت کلاس درس نمی خوانند. حرفه اصلی آنها دامپروری و کشاورزی است. البته صنایع دستی آنها نیز بسیار پر طرفدار است. افراد این گروه می توانند از فرقه مذهبی خود خارج شوند اما باید جامعه را ترک گویند. آمیش ها اکثرا افراد بسیار مهربان و صلح جوئی هستند.

