بیست و هفتم تیر 1386
زیباییهای دنیای کوچک ما
بیست و دوم تیر 1386
رابطه بین قانون و عرف
وقتی ما صحیت از حکومت قانون می کنیم٬ لازم است درک درستی از قوانین مدون و قوانین نانوشته (عرف) داشته باشیم. بعنوان مثال اینکه٬ اصلا عرف چیست و تکلیف کارهایی که خلاف عرف بوده ولی غیر قانونی نیستند چه می باشد؟ عرف اصولا ریشه در مذهب و سنتها دارد. مثلا در بعضی جوامع٬ کوچکترها نباید در جاییکه بزرگترها هستند پایشان را دراز کنند و یا اینکه ادیان مختلف به پیروان خود تعالیم خاصی می دهند و در جامعه از آنها انتظار می رود به آن تعالیم پایبند باشند. حال سئوال اینجاست که وقتی صحبت از حاکمیت قانون می کنیم آیا این بدین معنی است که قوانین جایگرین عرف شوند؟ و یا اینکه عرف و قانون می توانند با هم همزیستی سازنده ای داشته باشند؟ واقعیت اینست که در کشورهای سنتی عرف بسیار پررنگ بوده و در خیلی موارد کارکرد قانونی دارند. اما نکته اینجاست که در کشورهای توسعه یافته نیز حکومت قانون به معنای نفی عرف و اخلاق نیست. واضح تر اینکه قانون ابزاری است برای تفکیک اعمال مجرمانه از اعمال غیر مجرمانه و تعیین میزان مجازات. مثلا قانون می گوید دزدی جرم است٬ تعریف دزدی اینست و مجازات آنهم به قرار زیر. این تعاریف را نیز نمایندگان مردم براساس شواهد علمی و خواست اکثریت قریب به اتفاق جامعه (بیش از ۹۰ درصد) به صورت قانون وضع می کنند. اما در همین جوامع از افراد انتظار می رود که بسیار فراتر از انتظارات قانون عمل کنند. در اصل رعایت قانون مانند گرفتن نمره ده قبولی برای آزاد بودن است و بقیه راه را عرف تعیین می کند. اگر کسی به دوستان و آشنایان خود صرفا دروغ بگوید کار غیر قانونی انجام نداده است و بنابراین پلیس نمی تواند او را حبس و یا جریمه نقدی کند. اما همزمان عرف جامعه کار او را به عنوان یک عمل اخلاقی ارزیابی نکرده و بنابراین او دچار یکسری مشکلات ارتباطی با دنیای پیرامون خود می گردد. همچنین اگر کسی در روابط جنسی خود موارین اخلاقی را رعایت نکند کار او غیر قانونی نیست ولی خلاف عرف است. حال سوال اینست که چرا قانون باید فقط به فکر تضمین حداقل استانداردها و یا به عبارتی دیگر برخورد با مشکلات بسیار شدید باشد؟ چرا حوزه عرف نیز به قانون سپرده نمی شود؟ در جواب می توان به چند نکته اشاره نمود:
۱- اجرای قانون به اندازه وجود قانون اهمیت دارد و قانون موقعی درست اجرا می شود که بیش از ۹۰ درصد افراد جامعه آنرا قبول داشته و در اجرای آن بکوشند. در مورد مشکلات بزرگ مانند جرم و جنایت رسیدن به این توافق ساده است. در حالیکه درمورد کارهای غیر اخلاقی مشکل بتوان قانونی وضع کرد که مورد قبول این میزان از افراد جامعه باشد.
۲- تشخیص جرم و تعیین مجازات کار بسیار مشکل و سختی است که نیازمند وجود دادگاههای صالحه و صرف منابع بسیار ریادی می باشد. بهمین خاطر عملا امکان صرف این منابع برای بررسی و برخورد با مسایل اخلاقی که ممکن است بسیار شایع و فراوان نیز باشند وجود ندارد.
۳- در این جوامع فرض براین است که افراد اکثرا انسانهای خوب و دلسوزی به حال خود٬ متعلقین و جامعه پیرامون خویش بوده و خود می دانند که چگونه ارزشهای اخلاقی مورد قبول اجتماع را به نحو احسن ترویج کرده و از آن پاسداری کنند. دیگر نیازی به این نیست که نیروی انتظامی جامعه که وظایف بسیار مهمتری دارد در این حیطه های خصوصی -مثلا اینکه چه کسی چه می پوشد و با کی رابطه دارد- وارد شود.
نوزدهم تیر 1386
هدف از علم
" هدف از علم گشایش دری به سوی کسب دانش نامحدود نیست٬ هدف از علم قرار دادن یک حد برای خطاهای نامحدودی است که بشر در هنگام مطالعه و تفسیر تجربیات و مشاهداتش ممکن است مرتکب شود"
Bertolt Brecht
شانزدهم تیر 1386
ده نکته کاربردی برای پیشگیری از استرس (فشارهای عصبی)
استرس (فشارهای عصبی) مجموعه احساسات ناخوشایندی است که در نتیجه رویاروی با مشکلات و یا شرایط جدید زندگی تجربه می شوند. استرس را می توان به دو نوع حاد و مزمن تقسیم کرد. در نوع حاد احساسات متفاوتی از قبیل ترس٬ دلهره و هیجان در شرایط خاصی مانند ایراد یک نطق و یا حضور در جلسه امتحان در افراد ایجاد می شوند که پس از ایراد نطق و یا دادن امتحان این احساسات نیز معمولا فروکش می کنند. این نوع از استرس تا حدودی سودمند نیز بوده و باعث می شود که افراد با جدیت بیشتری به امور مهم زندگی خود بپردازند. اما نوع مزمن استرس حالتی که شخص به طور مداوم درنتیجه عوامل متعددی در حال تجربه احساسات و هیجانات ناخوشایندی بوده و خود را ناتوان از کنترل و یا پایان دادن به این احساست بیابد. برای برخورد با این شرایط دو راهکار وجود دارد یکی پیشگیری از استرس و دیگری کنار آمدن با استرس در این بخش ده مورد از کارهایی را که ما می توانیم انجام دهیم تا از استرس پیشگیری کنیم را ذکر کرده و بحت درمورد نحوه کنار آمدن با استرس را به آینده موکول می نمایم.
برای پیشگیری از استرس (فشارهای عصبی) چه باید کرد؟
۱- کارهایی را که دوست ندارید٬ انجام ندهید. مثلا اگر از شرکت در یک جلسه و یا فعالیت خاصی ناراحت و معذب هستید٬ ترتیبی بدهید که در صورت امکان کمتر در این فعالیتها شرکت کنید.
۲- درصورتیکه می خواهید در زندگی و کار خود تغییر ایجاد کنید٬ آنها را با برنامه ریزی و به صورت زمانبندی شده انجام دهید. مثلا اگر بخواهید در آن واحد هم شغل پیدا کنید٬ هم درس بخوانید و هم ازدواج کنید٬ طبیعتا در یک وضعیت دشوار گیر خواهید نمود و استرس زیادی را متحمل خواهید شد.
ادامه مطلب
پانزدهم تیر 1386
تصاویری از زندگی سرخپوستان آمریکا در قرن 17
در قرن ۱۷ سرخپوستان عموما چادرنشین بودند و چادرهای خودرا از نوعی حصیر می بافتند که در موقع بارندگی آب را درخود نگاه داشته و حالت عایق پیدا می کرد


آنها همه مایحتاج خود را با استفاده از منابع طبیعی اطراف خود تهیه می کردند.
ادامه مطلب
چهاردهم تیر 1386
چگونه می توانیم فردی مفید به حال دیگران باشیم؟
۲- تجربیات و دانسته هایمان را به دیگران بگوییم٬ ولی حق انتخاب آنان را محدود نکنیم.
۳- دستهای آماده ای داشته باشیم برای گرفتن دستی که به سویمان دراز است.
پنجم تیر 1386
اندازه گیری طول و عرض زندگی
«طول زندگی یعنی جمع تعداد نفسها و عرض زندگی یعنی مجموع لحظاتی که از فرط عشق و سرور نفسها درسینه حبس شده اند»
چهارم تیر 1386
راهی برای اطلاع دادن و اطلاع یافتن در مورد به روز شدن وبلاگها
چهارم تیر 1386
بد بینی، خوش بینی و واقع بینی
واقعیت اینجاست که هیچ چیز در دنیا سیاه و یا سفید نیست. می توانیم خوشبینانه همه چیز را سفید سفید و یا بدبینانه همه چیز را سیاه سیاه ببینیم. خوشا به سعادت آنان که واقعبینانه مسائل را در هر حال خاکستری می بینند.






