تبليغاتX
دنیای کوچک ما

بیست و هشتم مرداد 1386

از لابلای دفتر خاطرات

... آگاهی به تنهایی ضامن انجام اعمال درست نیست. لازم است که حرکت کرد حتی اگر مسیر حرکت را خوب نمی دانم و یا جاده را خوب نمی شناسم. حتی اگر نمی دانم که چقدر راه را باید پیمود٬ چقدر آن رفته است و چقدرش مانده است.  برای رسیدن به مقصود باید حرکت کرد٬ آنهم در راهی نا آشنا. البته اگر که می خواهم کسی باشم که دلم می خواهد٬ نه آن کسی که به من وجودی تحمیل شده است. پس باید حرکت کرد و من این حرکت را آغاز کرده ام ...      ۱۱/۸/۲۰۰۴  بالتیمور

نوشته شده توسط پیام در 17:50 |  لینک ثابت   • 

بیست و هفتم مرداد 1386

راز موفقیت

از فرد موفقی پرسیدند٬ راز موفقیت تو چه بوده است؟ او جواب داد: گرفتن تصمیمات درست. از او پرسیدند: چگونه توانسته ای تصمیمات درست بگیری؟ وی گفت: در اثر تجربه. دوباره پرسیدند: خب تجربه را چگونه به دست آورده ای. او جواب داد: در اثر گرفتن تصمیمات غلط.
نوشته شده توسط پیام در 8:59 |  لینک ثابت   • 

بیست و سوم مرداد 1386

وای! اینجا دیگه کجاست؟

نوشته شده توسط پیام در 12:31 |  لینک ثابت   • 

هجدهم مرداد 1386

شوخی کامپیوتری

لطفا اینجا را کلیک کنید.

نوشته شده توسط پیام در 10:31 |  لینک ثابت   • 

هفدهم مرداد 1386

مفهوم خانواده

نوشته شده توسط پیام در 14:53 |  لینک ثابت   • 

چهاردهم مرداد 1386

آیا وجود افراد پولدار در جامعه مفید است یا مضر؟

از موقعی که من خودم را شناختم٬ همیشه صحبت این بوده که پولدارها و سرمایه دارها به یک شکلی خون مردم های فقیر را توی شیشه کرده اند و دررابطه با مشکلات جامعه مقصر هستند. البته یکزمان این مسئله خیلی حاد شده بود و آنهم سالهای اول پس از انقلاب بود. یادمه یک روز توی مدرسه ابتدائی یکی از همکلاسیها پوتین تازه قشنگی پوشیده بود. بیچاره آنروز کلی اذیت شد. بچه ها بهش می گفتند سرمایه دار خون آشام و اونهم دیگه هیچ وقت اون پوتین ها را نپوشید. گاهی وقتها هم مسئله آنقدر عریان نبود. مثلا در جمعهای دوستانه یا فامیلی وقتی حرف به یک آدم پولدار می رسید. فورا می گفتند پدرسوخته اینهمه پول را از کجا آورده. ولی خوب تو روی خودش یک جور دیگه رفتار می کردند. شاید به خاطر همینه که توی مملکت ما کسی جرات نداره درآمدهای واقعی خودش را رو کنه و همه یک جورهایی وانمود می کنند که کمتر دارند و بدتر اینکه اکثر پولدارها به این فکر هستند که پولهاشون را اونور آب هزینه و سرمایه گذاری کنند.

البته تجربه چند سال اخیر من در خارج از کشور کاملا متفاوت بوده. مردم اینجا راحت درآمدهای سالیانه خودشان را گزارش می کنند. ملیونرهای شهر شناخته شده اند و کلی هم همه بهشون احترام می گذارند. اصولا بیشتر مردم با افتخار از ثروت و دارایی های خود حرف می زنند. به عقیده من علت این تفاوت در اینست که اینجا تقریبا اکثر مردم فهمیده اند که افراد ثروتمند نه تنها عامل فقر و بدبختی نیستند٬ بلکه وجودشون برای کمتر شدن فقر و بدبختی در جامعه می تواند خیلی هم مفید باشد. چون اولا٬ این افراد سرمایه هایی دارند که می تواند باعث کارآفرینی و رونق اقتصاد شود. دوما٬ هر چقدر افراد پولدارتر باشند باید مالیات بیشتری بدهند که در نهایت سودش به همه برمی گردد و در نهایت٬ حتی اگر این افراد در قصر زندگی بکنند و دائم در سیر و سفر و خوشگذرانی باشند. بهرحال این زندگی لازمه اش اینست که افراد زیادی برای آنها کار کنند و مزد بگیرند و همین مجددا باعث رونق اقتصاد و کارآفرینی می شود.  

نوشته شده توسط پیام در 1:10 |  لینک ثابت   • 

نهم مرداد 1386

شیر مادر، مهر پدر و ریاضی جدید

نوشته شده توسط پیام در 13:3 |  لینک ثابت   • 

نهم مرداد 1386

انسان از نگاه پرندگان

نوشته شده توسط پیام در 10:52 |  لینک ثابت   • 

چهارم مرداد 1386

خوراکیهای خوشمزه

به به عجب چیزای خوشمزه ای٬ اینها چی می تونن باشن؟

صبر کن ببینم یه خورده قیافه شون عجیب به نظر می آد.

چشممون روشن

نوشته شده توسط پیام در 13:48 |  لینک ثابت   • 

دوم مرداد 1386

برنامه کوله پشتی: نمونه ای از مشکلات اخلاقی جامعه ایران در عصر حاضر

یکی دو روز است که در خبرها بحث برنامه کوله پشتی و سئوالاتی که مجری از فرمانده نیروی انتظامی کرده است به یکی از موضوعات روز تبدیل شده است. اینکه چرا مجری برنامه به فرمانده نیروی انتظامی بی ادبی کرده است؟ اینکه٬ چرا به او فرصت جواب دادن نداده است؟ و اینکه٬ چرا مجری برنامه دارای موی بلند ژل زده و صورت اصلاح کرده است؟

جدا هر چقدر من توی اعتراضات گشتم٬ نکته دیگه ای پیدا نکردم. حال برگردیم به جواب این سئوالات. اولا اینکه٬ مگر ممکن است کسی صرف پرسیدن سئوالات "چالشی" بی ادب شود؟ آیا مجری کلمه ای رکیک و یا عبارتی توهین آمیز گفته٬ و یا حتی حرکتی از سر تمسخر انجام داده است که به او می گویند بی ادب. تازه اگر هم چنین است چرا مشخصا آنرا ذکر نمی کنند که همه بفهمند؟ آیا این چنین کلی گوئی خود مصداق توهین و افترا نیست؟ دوما٬ به فرض اینکه مجری در ندادن فرصت پاسخگوئی به مهمان برنامه اشتباه کرده باشد. نباید ما مشخص کنیم که چه چیز ناگفته ای باقی مانده است. آیا فرمانده نیروی انتظامی و اینهمه ملت مدافع ایشان نمی توانند اکنون آن ناگفته ها را بگویند؟ خب الان که دوستان فرصت دارند٬ چرا به جای اینهمه بحثهای فردی و ایرادگرفتن به مجری یک کمی راجع به صحت و سقم اصل مطلب نمی نویسند. می توانیم باور کنیم که هیچ کس در رابطه با برخوردهای نامناسب  پلیس مانند فرمانده نیروی انتظامی چیزی ندیده و نشنیده است؟ یا اینکه گیردادن به مجری کار ساده تری است؟! سوما٬ حالا این فرد رفتار و موضع گیریهایش چه ربطی به سر و قیافه اش دارد؟ این موضوع متاسفانه نمونه ای از بحران اخلاقی است که جامعه ما بدان دچار شده است. این حرکات درست مانند رفتار بچه هایی است که می دانند کارشان مشکل دارد٬ ولی با بهانه جویی و گیر دادن به مسائل دیگر می خواهند صورت مسئله را جور دیگر جلوه دهند.

از همه دردآورتر اینکه روسای سازمان نیز حق را به اعتراض کنندگان داده و به مجری برای گذشتن از "خطوط قرمز" تذکر می دهند. انشاءالله نیز که قضیه با تذکر ختم به خیر شود. 

نوشته شده توسط پیام در 15:53 |  لینک ثابت   •