تبليغاتX
دنیای کوچک ما - تعریف زندگی

نوزدهم فروردین 1387

تعریف زندگی

رنگها را می بینم٬ از راه مردمکی باریک٬ باریکتر از ته یک سنجاق ته گرد

صداها را می شنوم٬ از دریچه ای بسیار کوچکتر از سوراخ موش

گرما٬ سرما و حتی درد را احساس می کنم٬ هم از بیرون و هم از درون وجود خویش

اما هیچگاه از خود نمی پرسم٬

که این همه رنگ٬ این همه صدا٬ این همه احساس برای چیست؟

می خواهم با رنگها بازی کنم. با صداها سرگرم شوم. با احساسات خوش باشم و همه را زندگی بنامم.

این سرگرمی برایم جالب است٬ هرچند که می دانم در ورای این سرگرمی چیزی هست.

اما آن چیست؟ نمی دانم. نمی خواهم که بدانم. همان قصه مادربزرگم کافیست.

با رنگها٬ صداها و احساسات سرگرم می مانم. چرا درد آموختن؟!!

می دانم. درد نیاموختن بیشتر است؟ اما باز می خواهم سرگرم بمانم. جالب نیست؟!

نوشته شده توسط پیام در 13:19 |  لینک ثابت   •